تمرین صداقت
به عنوان یک معتاد، مواظب بودم اجازه ندهم کسی شخصیت واقعی، افکار واقعی و اعمال مرا بشناسد. در بهبودی یاد گرفتم عکس این کار را انجام دهم. در قدم اول، رفتارهای جنسی و افکار شهوانی غیر قابل اداره کننده زندگی ام را به گروه اقرار کردم. در قدم پنجم، جزئیات شرم آور گذشته ام را به فرد دیگری اقرار کردم. در زندگی روزانه ام در بهبودی، به برادران و خواهرانم در انجمن اقرار می کنم دقیقاً در چه مرحله ای از بهبودی هستم، در چه قسمت هایی پیشرفت می کنم و در کجا شکست می خورم. آنها مرا حمایت و تشویق می کنند؛ البته فقط در صورتی که با آنها صادق باشم. نور، شهوت را می کشد. صداقت نصفه و نیمه، بهبودی ام را ساقط می کند. من درک کرده ام که رازداری برای یک معتاد جنسی مثل من سم است.
به رغم آنچه به نظر می آید، اکنون شکرگزار فرصت هایی هستم که برای «اقرار کردن» پیش می آیند. می دانم در این مسئله تنها نیستم. خیلی از دوستانم در انجمن SA می گویند افشای رازهای شرم آور به اعضای دیگر بنای شگفت انگیزی برای یک جمع روحانی و صادقانه است. این کار همچنین مؤثرترین پادزهر شناخته شده برای شرمی است که ما را به اسارت شهوت درآورده است.
خداوندا، از تو سپاس گزارم برای فرصت هایی که به من عطا کردی تا خودم را پیش دیگر معتادان جنسی در حال بهبودی رسوا کنیم و این کار به محو شدن شرم مزمنی که مرا در اسارت نگه داشته بود، منجر شد.
