شناسایی و سیراب کردن عطش خود با خداوند
وقتی وارد مرحلۀ دیگری از آگاهی شدم، این موضوع را درک کردم که اصلی ترین محرک درون من، نه سکس بود، نه قدرت و نه هیچ چیز دیگر؛ بلکه عطش روحانی ام یعنی خداوند و نیاز شدید به خود خداوند بود، تنها نیاز به خود او. به نظر می رسد آن چیزی که من با شهوت در خیابانهای وسوسه انگیز این دنیا به دنبالش می گردم داشتن نوعی «اتصال» است. آنچه میخواهم، برقراری این اتصال با منبع زندگی ام است و «زن» در بیماری من، منبع وجود و خدای من است. شهوت بـا این فریب متقاعدم میکند که زندگی بدون آن برای من غیر ممکن است؛ در حالی که در واقع این خداوند است که زندگی بدون او امکان ناپذیر است.
بدین ترتیب شگرد دیگری که در هنگام وسوسه با موفقیت به کار میبندم، این است که قبل از اینکه برگردم و به وسوسه خوراک دهم، از خداوند بخواهم «لطفاً اجازه بده آن چیزی را که اکنون به دنبال آن هستم، در تو بیابم.»
مرتباً این دعا را هنگام مواجهه با کسانی که جذب آنها میشوم، میخوانم چون بـرای مــن کارآیی دارد و چه راهی بهتر از این برای کارکرد قدم یازدهم؟
این اصلِ جایگزینی برای تمام احساسات منفی و مخرب من مؤثر است. من آن قسمت از ذهن خود را که ممکن است با شهوت، رنجش، ترس و قضاوت پر شود، با حضور خداوند پر میکنم، واقعی را جایگزین غیر واقعی میکنم. در آن موقعیت رو به خدا میکنم، بستن چشمهایم کمک زیادی به این کار میکند.
