هر بار که ما احساس کردیم در مشکلات غرق شدهایم، راهنمایمان میتواند راه بیرون رفتن از احساسات ترحم به خود، رنجش یا ترس را به ما نشان دهد و ما را به سمت درست فکر کردن هدایت کند و کمکمان کند بگوییم: «خداوندا برای اتفاقات خوب و اتفاقاتی که بد به نظر میرسند اما برای رشد من الزامیاند، سپاسگزارم. باشد کـه اراده تو جاری شود نه اراده من.»
بهایی که یک راهنما دریافت میکند؛ البته اگر در جای صحیح خود قرار گرفته باشد، کار کردن برنامه برای خودش از طریقی است که بدون این خدمت غیر ممکن مینماید. چیزی وجود دارد که فقط با دیگران میتوانیم بــه آن دست پیدا کنیم. راهنما بودن در واقع یک موهبت است؛ حتی اگر کسی که کمک می خواهد ناسپاس و حق ناشناس باشد یا پاک نماند. ما بدون هیچ چشم داشتی کمک میکنیم و مقداری که دریافت می کنیم، همان قدر است که قبلاً از وجود خودمان به دیگران داده ایم.
