زمانیکه در موقعیتی خاص مطمئن نبودیم چه کاری باید انجام دهیم؛ برای کسب راهنمایی دعا کردیم با دیگران راجعبه آن صحبت کردیم و گاهی مدتهای مدیدی با بیقراری صبر کردیم. راهکار مناسب نزد خداوند بود نه. خودمان در نهایت دیدیم که چطور میتوان بدون وارد کردن خسارت بیشتر اشتباهات را تصحیح کرد اغلب میبایست به خردِ دیگر اعضای پاک اعتماد میکردیم. زمانیکه متوجه کار درست شدیم، بایستی تمایل انجام آن را میداشتیم. انتظار ناشی از ترس هرگز موقعیتمان را بهبود نبخشید. در واقع اگر میدان را خالی میکردیم بایست از عواقب انجام ندادن آن میترسیدیم و یا نگران میشدیم که کارمان درست پیش نرود با اجتناب از جبران خسارت که این اجتناب ناشی از نگرانیهای خودخواهانه بود خود را از ژرفترین شادیهایی که برنامه عرضه میکند محروم میکردیم. پس با ترس برخورد کردیم پذیرای مسئولیت رفتارمان شدیم و تصمیم گرفتیم که بهترین جبران خسارتی را که میتوانیم انجام دهیم.
