اخیرا با پسرم سفری به بیرون از شهر داشتیم. در ایالت وایومینگ توقف کردیم تا درخت مشهوری را ببینیم که از دل صخره ای سر برآورده بود. در سال ۱۸۶۸نقشه برداران راه آهن، برای حفظ این درخت، مسیر ریل را تغییر دادند و مهندسین قطار توقف می کردند تا به آن آب دهند. امروز این درخت کنار بزرگراه بین ایالتی هنوز سرپاست تا یادآوری کند که زندگی در تیره ترین شرایط هم می تواند ادامه داشته باشد.
برای من این صخره سخت و رنگ پریده مثل زندگی ام در اعتیاد به شهوت و رابطه جنسی است که در انزوا کنار جاده افتاده بودم؛ با قلبی سنگی و حضور بی ثمری که اسمش را زندگی گذاشته بودم، چیزی از قابلیت هایم نمی دانستم. سپس طوفان کشف حقایق وزدین گرفت. ترسیدم غرق شوم. از سر نومیدی تسلیم شدم و خداوند از سیل قدم ها استفاده کرد تا روحم را پاک کند. برنامه SA به من زندگی تازه ای بخشید. وقتی نور بهبودی حاصل از قدم ها تابید و دنیای مرا روشن کرد، چیزی درون شکاف کوچک قلب شکسته ام رویید.
پروردگارا سپاسگزارم که مرا رشد دادی.
