فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

در روشناییِ مهر، شهوت می‌میرد

در روشناییِ مهر، شهوت می‌میرد

افشاری درون: متوجه شدم که ظاهراً هرگز از احتمال شهوت‌رانی مصون نخواهم ماند.

متوسل به قدم‌های دیگر شدم. قدم‌های چهار و پنج، دریچه ای برای نگاه انتقادی من به درون خودم در من گشود و این شاید مهم‌ترین تغییر نگرش من در اوایل بهبودی بود.

اما در مورد شهوت، بایستی به تراز گرفتن‌های کوچکی که در قدم‌های پنجم و دهم پیشنهاد شده‌می‌پرداختم. هر گاه احساس می‌کردم، تجربه‌ای، تصویری، خاطره‌ای یا فکری، کنترل من را به دست گرفته‌است که اغلب هم همین‌طور بود، آن را افشا کرده و با یک عضو برنامه در میان می‌گذاشتم. به آن پرتو می‌افکندم؛ چون که شهوت از روشنایی نفرت دارد و از آن می‌گریزد. شهوت عاشق گوشه‌های پنهان و تاریک وجود من است و اگر اجازه دهم در آنجا ساکن شود، مانند قارچ شروع به رشد می‌کند؛ قارچ زدن روح.

اما به محض اینکه در معرض نور قرار گیرد و با یک معتاد جنسی در حال بهبودی دیگر مطرح شود، قدرتی که بر من دارد از بین می‌رود. روشنایی، شهوت را نابود می‌کند؛ من این را شخصاً تجربه کرده‌ام. گاهی این کار، گرفتن وقت مردم بود؛ اما مرا پاک نگه‌داشت. هر بار که با حرف زدن آن را می‌سپردم، قدرت آن خاطره  یا تجربه در هم می‌شکست و رهایی جدید و قدرتمند دیگری به دست می‌آمد.

کتاب سفید (صفحه 160)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.