به لطف نیروی برترم، بالاخره sa را پیدا کردم. در همان جلسه اول شنیدم که دیگران درباره اعتیادشان به شهوت صحبت می کنند. بی درنگ احساس همسانی کردم. من هم نتوانسته بودم متوقف شوم. متوجه شدم که مست شهوت بوده ام. برای اولین بار در زندگی ام پی بردم که چرا مدام کارهایی می کردم که نمی خواستم انجامشان دهم.
وقتی از طریق کارکردن قدم ها بیماری ام را تسلیم کردم، خداوند ظلمت روحانی ام را به نور تبدیل کرد. اگر چه هنوز زمان هایی هست که در آن سایه های ذهنی ام می خواهند راه خدا را سد کنند؛ اما اکنون نور وشادی از سایه شهوت پررنگ تر است و برای آن،هیچ وقت نمی توانم به اندازه کافی سپاسگزاری کنم.
امروز به یاری خداوند به روشنایی زندگی جدید و پاک گام می نهم.
