پیش گفتار کتاب
این مراقبهها طی دورهای چند ساله در پاسخ به درخواستهاییکه برای درمیان گذاشتن تجربه در خصوص جنبههای گوناگون بهبودی در نشریه Essay، همایشها و کارگاهها، گروههای بهبودی و ساختار خدماتی مطرح شدهاند، توسط اعضای انجمن معتادان جنسی گمنام نوشتهشدهاند. این مراقبهها گلچینی از 500 نوشته دریافتی هستند که از حدود سال 2000 میلادی به دستمان رسیدهاند. این مراقبهها تجربه، نیرو و امید یکایک نویسندگان هستند و در اینجا همانند مشارکتی در یک جلسه SA ارائه شدهاند؛ اما از طرف کل انجمن صحبت نمیکنند.
در قدم یازده، ما از طریق “دعا و مراقبه خواهان بهبود رابطهی آگاهانه خود با خداوند شدیم” و این مشارکتها فروتنانه به عنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف ارائه شدهاند. مراقبه را میتوان تمرکز بر یک چیز یا یک اصل دانست. بنابراین درحالیکه هر یک از این مشارکتها بازتاب تجربه شخصیِ عضوی از SA هستند، بر جنبهای خاص از بهبودی هم تمرکز دارند. آنها به این امید در اینجا ارائه شدهاند تا قرار گرفتن در معرض تجربهی سایر اعضا از آن چه ممکن است جنبه یا اصلی آشنا از برنامه SA باشد، بتواند مطلبی را جهت تاملی عیمق و دعا برای خوانندگان گستردهتری از اعضای SA فراهم آورد.
بخشهایی از کتاب ارتباط حقیقی

دیگر از آینده واهمه ندارم
یک تغییر اساسی دیگر نیز اتفاق افتاد؛ دیگر از آینده واهمه ندارم. من به نیروی برترم اطمینان دارم که مرا در هر موقعیتی، جدید یا قدیمی، شاد یا غمگین، آسان یا سخت راهنمایی می کند. وقتی تمرکزم را بر نیروی برترم نگه می دارم و در بهبودی توأم با پاکی زندگی می کنم، برای امروز رحمت و برای فردایی بهتر، امید دریافت می کنم.

از زندگی در مشکل تا زندگی در راه حل
هنگامی که از زندگی در مشکل دست کشیدم و زندگی در راه حل را آغاز کردم، مشکل برطرف شد. (الکلی های گمنام، صفحه 417)
من به SA آمدم؛ زیرا از شهوتم وحشت داشتم. شهوت شغلم را نابود و خانواده ام را ویران کرده بود، مایه ی شرم و خجالتم در اجتماع شده و برایم خسارتهای مالی زیادی ایجاد کرده بود. با اینکه سعی می کردم شهوترانی نکنم همچنان اسیرش بودم و نمی توانستم متوقف شوم. در SA با کارکرد قدم و ارتقای رابطه با نیروی برترم، شهوتم کاهش یافت؛ اما متوجه مشکل دیگری شدم. طولی نکشید که متوجه شدم بیش از حد روی خودم متمرکز شده ام؛ پاکی ام، ترازنامه ام، اشتباهاتم و میزان تسلیمم. عاقبت برای روشن شد که هدف از حفظ حال روحانی این است که چیزی برای عرضه داشته باشم. بهبودی من باید شامل دیگران هم باشد

چگونه با “منِ متفاوت” به نیروی برتر رسیدم؟
یک منِ متفاوت
در بزرگسالی، خدای مذهب کودکی ام را رد کردم، خدایی که بی تفاوت، قضاوت گر و گاهی هم دمدمی مزاج بود.
همیشه در آرزوی خدایی بودم که به من عشق، پذیرش و بخشش بی قید و شرط عطا کند. وقتی در جلسات SA شرکت می کردم، این ویژگی ها را در طرز برخورد اعضا با یکدیگر و با خودم تجربه کردم. به مرور که قدم های اول، دوم و سوم را کار کردم بیزاری ام نسبت به نام بردن از خداوند کمرنگ شد. دیدم که اعضا به نیروی برتری اعتماد دارند که آن بی قید و شرط ها را ارائه می کند. با گذشت زمان، متوجه شدم که این همان خدای مذهب کودکی ام است که به واسطه ی دیدگاهم به عنوان یک انسان بالغِ پاک، متفاوت جلوه کرده است. با کمک راهنمایم، اعضای انجمن SA و قدمها اکنون همان خدا را دارم؛ اما با یک منِ متفاوت.
نیروی برتر، سپاس گزارم که صبورانه منتظر ماندی تا پیدایت کنم.

روشی جدید برای زندگی
ای خالق مهربان، مرا وسیله صلح و آشتی خود قرار ده…
قبل از SA من همیشه همه چیز را برعکس می فهمیدم. چیزی را که فکر می کردم برایم خوب است، بد از آب در می آمد؛ مثل شهوت رانی و خیال پردازی. چیزی را که فکر می کردم احمقانه است (مانند انضباط شخصی یا دعا کردن)، برایم خوب بود. نگاه خودخواهانه من به دنیا برعکس حقیقت بود.
به همین دلیل است که دعای قدم یازده برای من بسیار قدرتمند است. وقتی دعا می کنم، از خداوند می خواهم که برای بهبود روح بیمارم به من قدرت بدهد و مرا در مسیر رسیدن به انسجام هدایت کند. امروز اینها راه حلهای من هستند: تلاش برای داشتن زندگی بهتر، بر اساس عشق و بخشش عمل کردن، تسلی بخش دیگران بودن و چشم پوشی کردن از خودم. این تمرین بیشتر از تمام عذر و بهانه های سابقم برای من مفید است. درخواست تمایل و قدرت از خداوند برای زندگی بدین روش و انتقال این پیام، دروازه دنیای روشن و جدیدی از تجربه و امید را باز می کند.

یک زندگیِ عاشقانه
از طریق SA و قدم های دوازده گانه عشق به پدرومادر، دوستان و خداوند خود را یاد می گیرم. اتفاق دیگری در حال روی دادن است: من یاد می گیرم که عاشق خودم باشم، یک عشق واقعی. عشق در هوایی که تنفس می کنم، در قلبم و خدا را شکر سرانجام در زندگی من جریان دارد. خداوندا، یک زندگی عاشقانه و عشق به زندگی به من عطا کن.
