پیش گفتار کتاب
این مراقبهها طی دورهای چند ساله در پاسخ به درخواستهاییکه برای درمیان گذاشتن تجربه در خصوص جنبههای گوناگون بهبودی در نشریه Essay، همایشها و کارگاهها، گروههای بهبودی و ساختار خدماتی مطرح شدهاند، توسط اعضای انجمن معتادان جنسی گمنام نوشتهشدهاند. این مراقبهها گلچینی از 500 نوشته دریافتی هستند که از حدود سال 2000 میلادی به دستمان رسیدهاند. این مراقبهها تجربه، نیرو و امید یکایک نویسندگان هستند و در اینجا همانند مشارکتی در یک جلسه SA ارائه شدهاند؛ اما از طرف کل انجمن صحبت نمیکنند.
در قدم یازده، ما از طریق “دعا و مراقبه خواهان بهبود رابطهی آگاهانه خود با خداوند شدیم” و این مشارکتها فروتنانه به عنوان ابزاری برای رسیدن به این هدف ارائه شدهاند. مراقبه را میتوان تمرکز بر یک چیز یا یک اصل دانست. بنابراین درحالیکه هر یک از این مشارکتها بازتاب تجربه شخصیِ عضوی از SA هستند، بر جنبهای خاص از بهبودی هم تمرکز دارند. آنها به این امید در اینجا ارائه شدهاند تا قرار گرفتن در معرض تجربهی سایر اعضا از آن چه ممکن است جنبه یا اصلی آشنا از برنامه SA باشد، بتواند مطلبی را جهت تاملی عیمق و دعا برای خوانندگان گستردهتری از اعضای SA فراهم آورد.
بخشهایی از کتاب ارتباط حقیقی

سه ثانیه و هزاران فکر
وقتی درباره «قاعده سه ثانیهای» که زمانی را که صرف نگاه کردن به تصویری مسموم یا خیالپردازی جنسی را نشان میدهد، شنیدم، یاد همان سه ثانیه افتادم. به نظر برخی، اگر بیش از سه ثانیه به تصویری مسموم نگاه نکنیم، شهوترانی نکردهایم. فکر میکنم طرفداران این شیوه، اعتیاد جنسی را دستکم، معتاد جنسی را درک نکردهاند. نگاه به محرک ربطی به مدت زمان آن ندارد و به نیت ربط دارد. اگر شهوترانی دلیل نگاه کردنم باشد، سه ثانیه برای ذخیرهکردن تصویری مسموم در ذهن بیمار من زیاد است. اگر تسلیم باشم، یعنی اگر تصویری که شهوت کردن حق یا نیاز من است را کنار بگذارم، آن تصویر مسموم هم باشد، به آن اعتنایی نمیکنم.
پروردگارا! هر روز نگرش تسلیمکردن اراده، غرور یا شناخت درباره اوضاعم را به من ارزانی دار. همچنین مرا در پناهگاه امن معتادان جنسی در حال بهبودی قرار ده؛ جایی که میتوانم در آن در خصوص اندیشهها و نیات قلبیام صادق باشم و ناچار نباشم قواعد تازهای برای کنترلکردن شهوت یاد بگیرم.

در دل طوفان
آرامش رهایی از طوفان نیست. آرامش، آسودگی در دل طوفان است و تنها راه بهره مندی از این آسودگی آن است که از نیازم برای مهار کردن طوفان دست بکشم.
من باور دارم که در زندگی اتفاقات سختی که من قدرت تغییر آنها را ندارم برای اتفاق می افتد؛ اما وقتی که تها هستم تا می توانم می کوشم از واژه “امروز” نه تنها در گفتار، بلکه در اندیشه ها و دعاهایم استاده کنم. باید از این کوشش دست بردارم که بقیه ی زندگی ام را درست کنم؛ زیرا در این کار خوب نیستم. ناچارم فقط برای امروز زندگی کنم.

رابطه جنسی، انتخاب آگاهانه نه کنترل
وقتی پیام SA را درباره شهوت خواندم، دیدم اشتباه از من است نه او. به عنوان قسمتی از بهبودیام توافق کردیم ۹۰ روز از رابطه جنسی پرهیز کنیم. در پایان آن دوره پرهیز توافق کردیم پرهیزمان را ادامه دهیم و باز ادامه دادیم تا این که یک سال شد. چه رهایی بزرگی بود دانستن این که رابطه جنسی اختیاری است؛ بازی قدرت و کنترل نیست؛ بلکه بیان عشق و تعهد است. برهیز این امکان را داد تا《ترک اعتیاد》کنم و متوجه شوم که چطور شهوت داشت مرا کنترل میکرد.
با حذف شهوت از زندگی زناشوییام فهمیدم رابطه جنسی بدون شهوت ممکن است و همچنین، عشق بدون شهوت ممکن است. شهوت دیگر مرا نمیکشد.

تقویت بُعد روحانی برای آرامش ذهن
با پیش رفتن در قدم های sa رغبتم به ارتقای آرامش ذهن، این مطلب را برایم روشن کرد که برای دستیابی به آرامش ذهن باید بُعد روحانی زندگی ام را تقویت کنم. برای همین راهنمایی انتخاب کردم که مراقبه میکرد و به نظر میرسید در آرامش است و توانسته است با موفقیت از پس دنیای واقعی که گاه خیلی سخت میشد، بربیاید. با رهنمودهای او تمایل پیدا کردم در قدم یازده روش های ساده مراقبه را بخوانم و امتحان کنم. در همین حین تجربههای مثبتی در ارتقای رابطه آگاهانهام با نیروی برتر داشتم و ارزش را فهمیدم.
نیروی برتر از تو سپاسگزارم که مرا از چرخ همستر خارج کردی و به بهشت آرامش رهنمون ساختی.

زندگی همیشه ادامه دارد
اخیرا با پسرم سفری به بیرون از شهر داشتیم. در ایالت وایومینگ توقف کردیم تا درخت مشهوری را ببینیم که از دل صخره ای سر برآورده بود. در سال ۱۸۶۸نقشه برداران راه آهن، برای حفظ این درخت، مسیر ریل را تغییر دادند و مهندسین قطار توقف می کردند تا به آن آب دهند. امروز این درخت کنار بزرگراه بین ایالتی هنوز سرپاست تا یادآوری کند که زندگی در تیره ترین شرایط هم می تواند ادامه داشته باشد.
برای من این صخره سخت و رنگ پریده مثل زندگی ام در اعتیاد به شهوت و رابطه جنسی است که در انزوا کنار جاده افتاده بودم؛ با قلبی سنگی و حضور بی ثمری که اسمش را زندگی گذاشته بودم، چیزی از قابلیت هایم نمی دانستم. سپس طوفان کشف حقایق وزدین گرفت. ترسیدم غرق شوم. از سر نومیدی تسلیم شدم و خداوند از سیل قدم ها استفاده کرد تا روحم را پاک کند. برنامه SA به من زندگی تازه ای بخشید. وقتی نور بهبودی حاصل از قدم ها تابید و دنیای مرا روشن کرد، چیزی درون شکاف کوچک قلب شکسته ام رویید.
پروردگارا سپاسگزارم که مرا رشد دادی.
