در میان انبوه کتابهای موجود در حوزه ترک اعتیاد جنسی، این اثر بهعنوان مرجعی بیبدیل و کاربردی شناخته میشود. تجربههای عملی و پژوهشهای گسترده نشان میدهد که این کتاب، یکی از تأثیرگذارترین منابع برای کسانی است که به دنبال رهایی از دام اعتیادهای جنسی هستند.
چرا این کتاب توصیه میشود؟
- ارائه برنامه ۱۲ مرحلهای معتادان جنسی گمنام به زبانی ساده و قابل درک
- تحلیلهای روانشناختی و عملی درباره ریشههای اعتیاد و راههای غلبه بر آن
- جمعآوری تجربیات واقعی افرادی که با تکیه بر این روشها، موفق به ترک شدهاند
ویژگی منحصربهفرد این کتاب
برخلاف بسیاری از منابع تئوریک و سنگین، این کتاب با نثری روان و جذاب نوشته شده است، طوری که خواننده احساس میکند در حال گفتوگو با یک مربی دلسوز و کاربلد است. همچنین، تمرکز اصلی آن نه بر قضاوت و شرمسازی، بلکه بر پذیرش، امید و حرکت به جلو استوار است.
برای چه کسانی مناسب است؟
- افرادی که به دنبال درک عمیقتر اعتیاد خود هستند
- کسانی که در مسیر بهبودی احساس تنهایی میکنند
- آنهایی که به دنبال یک راهحل عملی و آزمودهشده میگردند
اگر به دنبال نقطه شروعی روشن و اصولی برای بازپسگیری کنترل زندگی هستید، این کتاب میتواند چراغراه شما باشد.
پیشگفتار کتاب سفید
این کتاب برای کسانی نوشته شده است که میخواهند افکار و رفتارهای مخرب جنسی خود را متوقف کنند. این کتاب به طور جزء به جزء و در طول مدت شلگیری انجمنی معتادان جنس گمنام و براساس احتیاجات به وجود آمده، نوشته شده است. قسمتهای مختل آن توسط گروههای اولیه معتادان جنسی گمنام گردآوری شد و بعدها در سال 1984 بهصورت مقدماتی به چاپ رسید. به تدریج، نیاز به این کتاب که به «کتاب سفید » معروف است گسترش یافت و هماکنون با جدیدترین تنظیم و ویرایش در اختیار همگان است.
معتادان جنسی گمنام براساس اصول و قواعد الکلیهای گمنام شکل گرفته است. در این کتاب توضیح میدهیم که چگونه این اصول به ما کمک خواهد کرد. وقتی که دوازده گام و دوازده سنت براساس هوشیاری جنسی به عملکرد شخصی درآید، این آغاز روش جدید زندگی خواهد بود. در یک انجمن بهبودی، هرچه بیشتر هوشیار بمانیم و رشد کنیم، بیشتر به مشکل و راه حل آن پی خواهیم برد. ما هنوز درحال یادگیری هستیم.
معتادان جنسی گمنام، در سالهای 1979 تا 1981 شکل گرفت و درحال حاضر بهی انجمنی بینالمللی تبدیل شده است. برنامه دوازده گامی، زمانی به دنیا آورده شد که کسانی در برابر استبداد الکلیسم به پیروزی رسیدند و با لطف خداوند این موهبت نصیب ما هم شده است.
با آرزو و امید به اینکه، این کتاب در بهبود یافتن افراد بسیاری از اعتیاد جنسیی با برکت باشد، آن را تقدیم میکنی
بخشهایی از کتاب سفید

قدم دهم؛ خودکاوی روزانه و اصلاح رفتار
به جای اینکه فقط و همیشه به دیگران نگاه کنیم، ما شروع به دیدن خودمان می کنیم. ما همیشه برای خودمان زندگی می کردیم و اکنون به خودمان می نگریم .
این یک برنامه ی خودکاوی است که به تدریج طی فرآیند حضور در جلسات، اشتباه کردن، یادگرفتن، دیدن و اقرار به اشتباهات و نیز تصحیح آنها پرورش پیدا می کند. به همین دلیل است که عملاً اکثر ما نوشته های روزانه زیادی به عنوان کارکرد قدم 10 داریم؛ همان طور که در کتاب دوازده دوازده و فصل چهارم کتاب بزرگ آمده است. به طور مثال بعد از هر اتفاق، از خودمان می پرسیم: چرا آشفته ایم؟ کجا در اشتباه بوده ام؟ چه کاری انجام داده ام یا در انجام چه کاری ناموفق بوده ام که باعث شده چنین احساسی داشته باشم؟ چگونه می توانم آن را اصلاح کنم؟ این چنین نوشته هایی می تواند شگفت انگیز باشد.
قدم ده قدمی است که ما در هر جا که با دیگران تعامل داریم، مخصوصاً در خانه، محل کار و در جلسات به کار می گیریم. این ها مکان هایی است که در آن ها عملکرد وجود دارد.

هشیاری در برابر محرکها و تمرین مراقبت از خود
یکی از دلایل استفاده از شعارهای برنامه یعنی؛ «خیلی گرسنه، عصبانی، تنها و خسته نشوید» این است که ما در مقابل این محرک ها آسیب پذیر هستیم.
گرسنگی: گرسنگی در خیلی از ما یک حالت آشفتگی ذهنی به وجود می آورد. چیزی مثل دستپاچگی، عجله یا بی قراری که به نظر می رسد هرچه که هست برای گرسنه خطرناک است. همان طور که خیلی از ما به خوبی با این موضوع آشنایی داریم، گرسنگی باعث میل به پرخوری می شود و افراط در خوردن سبب تحریک اعتیاد جنسی می شود.
عصبانیت: خشم، رنجش و افکار منفی نسبت به خودمان و دیگران حالتی از آشفتگی درونی ایجاد می کند که ما را منزوی و برآشفته می کند و باعث می شود تا از دارویمان استفاده کنیم.
تنهایی: یک معتاد جنسی که ارتباط ندارد، در معرض خطر قرار دارد.
خستگی: به نظر می رسد اغلب، خستگی به گونه ای با ضعیف تر کردن سدهای دفاعی مان ما را بیشتر در معرض وسوسه قرار می دهد؛ همان طوری که وقتی از لحاظ جسمی ضعیف هستیم توانایی عاطفی و احساسی ما کاهش می یابد. همان طور که ما در زمان پاکی محرک هایمان را شناسایی و تسلیم می کنیم و محدودیتهایمان را می پذیریم، ترس از شکست کاهش پیدا می کند. ما به تفاوت بین افراط کردن و مراقبت از خودمان پی می بریم.

ماهیت اعتیاد جنسی؛ درک عجز و مسیر آزادی
ما تنها ميتوانيم درمورد خودمان صحبت كنيم. ماهیت دقیق معتادان جنسی گمنام با درک اصطلاح معتاد جنسی به بهترين نحو شناخته میشود. معتاد جنسي خود را به طور کامل از فضای اینکه چهچیزی درست و چه چیزی نادرست است، خارج کردهاست. او كنترل خود را از دست داده، ديگر قدرت انتخاب ندارد و آزادي خود را براي متوقف شدن از دست دادهاست. شهوت به يك اعتیاد تبدیل شدهاست. موقعيت ما مانند يك انسان الكلي ميباشد كه نميتواند بيش از اين الكل را تحمل كند و بايد نوشيدن را متوقف كند؛ ولي گرفتار است و قدرت متوقف كردن آن را ندارد. اين موضوع در مورد معتاد جنسي هم صدق ميكند كه نه ميتواند شهوت را تحمل كند و نه ميتواند آن را متوقف كند.
پس برای معتاد جنسی، هر نوع از ارتباط جنسي چه با خود و چه با هر کس ديگري غیر از همسرش، به طور پیشروندهای معتادكننده و ويرانگر است. ما همچنین میبینیم كه شهوت يك نيروي محرك در پشت فعاليتهاي ما بودهاست و پاکی واقعي شامل پيروزي مستمر در مقابل شهوت است. اين نتيجهها يعني غلبه بر شهوت، زماني به دست ميآيد كه ما به اجبار، تجربه و بهبودي خود را از طريق امتحانات سخت به دست آورده باشيم و ما هيچ انتخاب ديگري به جز اين راه نداريم. ولي ما ميفهميم كه پذيرفتن اين واقعيتها كليد خوشحالي، شادي و آزادي است كه ما هيچگاه آن را نميشناختيم.

شهوت مانند یک موشک در درون من منفجر شد
اسمشان دختران مشتری جمع کن بود. طعمههایی بودند تا مردها را به سمت میخانهها جلب کنند و آنها را مجبور به مشروب خوردن کنند. بار اول تمام جیبم را در آنجا تکاندم تا بلکه چیز فوقالعادهای نصیبم شود. و حالا موقع آتش بازی بود. تمام امیالی که تاکنون فقط در سر من بود، شروع به فوران کردند. عجز در برابر خودارضایی، قابل مقایسه با این نبود. این عجز جدید شدتش هزار برابر بود. شهوت مانند یک موشک در درون من منفجر شد.
در سن بیست و شش سالگی، اولین رابطه زناکارانه خودم را برقرار کردم. چه آزادی بزرگی! میتوانستم از زنا لذت ببرم، با آن کیف میکردم. بالاخره آزاد شدم! از زندان ذهنم رها شدم. زندانی که فقط در آن خیالات سرکوب شده و احساسات خفه شده وجود داشت. رها شدم! بالاخره بند را پاره کردم! روابط نامشروع یکی پس از دیگری اتفاق میافتاد، چه رمانتیک. «رقصیدن در تاریکی…»
اما زنا، حتی بدون احساس گناه هم مشکل من را حل نکرد. نمیدانستم که خود شهوت مشکل من است و در زمینه مسائل جنسی به هرچیزی که فکر میکردم و هر کاری که انجام میدادم فقط شهوت را بدتر میکرد.

مواجهه با خود؛ کلید آرامش
چه آرامشی فرا می رسد زمانی که بالاخره با ترس بزرگ؛ یعنی خودمان مواجه می شویم! ما همیشه می دانستیم که این روبروشدن کاری است که باید انجام دهیم؛ اما مدتها به بیچارگی و بدبختی خو کرده بودیم و به جایی رسیدیم که متوجه شدیم، دیگر توان رهایی نداریم. پس هنگامی که تصمیم گرفتیم با “قدم چهار” پیش برویم، غرور خود را کنار گذاشتیم و تمام نقاط گنگ شخصیت خود و تمام رمرو رازهای تاریک گذشته را در معرض نور حضور دیگران قرار دادیم. (الکلی های گمنام، صفحه 75)
اگر پذیرش ناتوانی و عجز ما در قدم های یک، دو و سه، باعث تغییر نگرش ما و آشتی با خداوند شد، پذیرش حقیقت در مورد خودمان همچون مواد خامی خواهد بود که با آن می توانیم یک زندگی جدید را بنا کنیم. تنها چیزی که می تواند تغییر کرده، زندگی کند و رشد یابد، خویشتن واقعی ماست؛ آنکه در چاه ظلمات پنهان می شود، یقیناً خواهد مرد.
