فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

دروازه‌ی تسلیم
0

دروازه‌ی تسلیم

قدم یک

«ما اقرار کردیم که در برابر شهوت عاجز بودیم به طوری که زندگی مان غیر قابل اداره شده بود»

قدم اول اقراری واضح به شکست است. گفتیم «مغلوب شده ایم و توانایی متوقف کردن افکار و اعمالی که ما را بیمار کرده است را نداریم.» شهوت داشت ما را می کشت. اقرار بـه ایـن ضـعف هدیه غیرمنتظره ای برای ما به همراه داشت. با پذیرش واقعیت، با اقرار به بیماریمان و با قبول شکستمان، امید در ما به وجود آمد. این، شروع تسلیم بود. ما شروع به ساختن مسیر بهبودیمان کردیم.

اجازه دهید با نگاهی به کلمات این قدم آغاز کنیم.

«ما» به چه معنی است؟ خیلی ساده است: من به تنهایی نمی توانم. «ما» جایگزین «من» می شود. برای من اقرار به اعتیاد جنسی کافی نیست. این اقرار را بایستی همراه با شما انجام بدهم. اقرار من و تو، اقرار ما را می سازد. زمانی که نزد دیگران اقرار می کنیم که عاجزیم و آنها نیز نزد ما چنین اقراری می کنند، اتفاق ویژه ای رخ می دهد. با اعتراف به حقیقت در مورد خودمان، قدرتی که این راز نسبت به ما داشت به نحوی کاهش یافت. بخشی از احساس شرم و گناه از ما دور شد و دیدن صادقانه آن چیزی که واقعا در زندگیمان در حال وقوع بود، شروع شد. اینجا بود که هدیه را دریافت کردیم.

کتاب قدم در عمل (صفحه 35)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *