فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

از شک و ناامیدی تا تجربه‌ی ایمان
4

از شک و ناامیدی تا تجربه‌ی ایمان

معلمان خوب

ما به این درک رسیدیم که ریشه مشکل ما جدایی آگاهانه از منبع اصلی زندگیمان است و راه حل، یگانگی آگاهانه با این منبع می باشد. (کتاب سفید ص۹۳)

پس از چند ماه شرکت در جلسات یک روز صبح بعد از جلسه با راهنمایم در مورد ایمان به نیروی برتر صحبت می کردیم. نمی توانستم باور کنم که نیروی برتر حتی با این که اعتقادی به او نداشتم درصدد مهیا کردن شرایطی برای نجات دادن من از اعمال و رفتار معتادگونه جنسی بوده. خود را آدم بی ارزشی می دانستم و هرگز فکر نمی کردم کسی یا چیزی بخواهد به من کمک کند.

راهنمایم مرا در سه قدم اول راهنمایی کرد. در مشارکت اعضا می شنیدم که آنها نتوانسته اند بدون کمک گرفتن از یک نیروی برتر هوشیار شوند. به این باور رسیدم که خداوند حتی در همان موقع که درک درستی از او نداشتم واقعاً از من مراقبت می کرده. وقتی در این قدم تصمیم گرفتم اراده و زندگی ام را به مراقبت این نیرو بسپارم هوشیاری، امید و آرامشی را که مدت ها در جستجویش بودم تجربه کردم.

اکنون به این باور رسیده ام که شک و ناامیدی معلمان خوبی بودند. شک ناراحت کننده است اما مرا به جستجو واداشت. وقتی در اعماق ناامیدی عجز و غیر قابل اداره بودن زندگی ام را پذیرفتم، در انجمن دریچه امید برویم گشوده شد. امروز به همان اندازه که افکار و روحم معطوف خدا می گردد از شک و و ناامیدی فاصله می گیرم. می توانم سرم را بالا بگیرم و راسخ و استوار در مسیر بهبودی پیش بروم.

خدای مهربانم، برای هدایتم در مسیر بهبودی سپاسگزارم.

کتاب 90 روز مراقبه (صفحه 65)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *