گم شده و پیدا شده
اگر شما خواهان آن چیزی هستید که ما به دست آورده ایم و برای به دست آوردنش مایلید به هر اقدامی دست بزنید، پس آماده اید که قدم های مشخصی را بردارید. (کتاب سفید، صفحه۲۰۶ )
من می توانم تصور کنم که در جنگلی انبوه گیر افتاده ام و امدادگران باید دنبال من بگردند. احتمال پیدا شدنم بسیار کم است. البته اگر بتوانم چهار دست و پا به یک فضای باز بروم، احتمال پیداشدن و نجات یافتنم خیلی بیشتر می شود. برای این که پیدا شوم باید در جایی باشم که دیگران در حال جستجو هستند.
من همین مثال را در بهبودی ام در SA به کار می برم. تا زمانی که در پشت اعتیادم به شهوت پنهان می شدم، از زندگی کردن در پرتو واقعیت و درستی دوری می کردم؛ اما زمانی که خودم را سینه خیز به یک جلسۀ SA کشاندم، خود را در معرض دید کسانی قرار دادم که می خواهند به افرادی مثل من کمک کنند.
در اولین جلسۀ SA، توسط گروهی از اعضا که بی پرده به بی قدرتی خود در مقابل شهوت اقرار می کردند و در حال تمرین و پیشنهاد دادن راه حلی بودند که جواب می دهد، از گودال ناامیدی ام نجات یافتم. تنها زمانی پیدا شدم که ریسک کردم و خود را در میان کسانی قرار دادم که راه حلی داشتند.
