فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

از ترس تا رهایی در آغوشِ گروه
2

از ترس تا رهایی در آغوشِ گروه

چگونه شهوت بر روی اعتبار و منزلت اجتماعی ام تأثیر گذاشت؟ آیا من عاشق کسانی شده ام که باعث بدنامی من شده باشد؟ آیا به خاطر شهوترانی کردن تحت نظارت امنیت اجتماعی قرار گرفته ام؟ آیا این از لحاظ قانونی بر روی من تأثیر گذاشته است؟

آیا من یا شریک جنسی ام دچار بارداری ناخواسته شده ایم؟ آیا من بابت این کار متحمل هزینه شده ام و یا برای پنهان کردن شهوت رانی ام ناچار به سقط جنین شده ام؟

آیا من دچار بیماریهای مقاربتی ناشی از رابطه جنسی شده ام؟ و یا آن را به شخص دیگری منتقل کرده ام؟

آیا تاکنون دستگیر شده ام؟ آیا برای کارهایی که انجام داده ام ممکن بود دستگیر شوم؟ آیا ممکن بود از من شکایت قانونی شود؟

احتمالاً برخی از ما که فکر می کردند که بدون حمایت گروه می توانند بهبودی را تجربه کنند؛ بنابراین از خواندن قدم یک امتناع کردند و یا آن را به تأخیر انداختند. با این حال ترسِ برگشت به اعتیاد و لغزش، دربرابر ترس از نحوه برخوردِ گروه، ترس بزرگتری بود. اما پس از خواندن قدم یک، با حمایت و پذیرش گروه مواجه شدیم و این باعث شد که بخش اعظم ترس و شرمی که با خود حمل می کردیم، از بین برود.

 ما دیدیم که دیگر تنها نیستیم و گروهی از مردم را یافته ایم که مشکل ما را درک می کنند و به ما خوش آمد می گویند. رهایی نسبی از شرم، ترس و انزوا یکی از مزایای قدم یک بود. مزیت دیگر این قدم این بود که تلاش برای نوشتن قدم یک باعث شد که شواهدی از ماهیت و شدت وضعیت خودمان فراهم کنیم. ما شروع به دیدن حقیقت در مورد خود و اعتیادمان کردیم.

کتاب قدم در عمل (صفحه 47)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *