بسیاری از زنان و مردانی که چندین سال از نظر جسمی در برنامه پاک بودهاند متأسفانه هرگز نمیتوانند به قلب برنامه و بهبودی واقعی دست پیدا کنند. به نظر میآید که بزرگترین مانع قدم 4 تا 10 است که در واقع هسته اصلی برنامه میباشد به نظر میآید این قدمها خیلی کمتر در تجربیات واقعی درک میشوند. اکثر ما وقتی با چنین قدمهایی مواجه میشویم طفره میرویم و امتناع میورزیم فرآیند تصحیح اشتباهات برایمان بیگانه است و میلیونها سال نوری از ما دور به نظر میرسد گویی در یک دنیای دیگر است و ما نمیتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم یا فوراً آن را از سر خود باز میکنیم یا اینکه به خود میگوییم تا حدی که توان داشتم عمل کردم. من به کمک کسی نیاز ندارم و نمیخواهم تغییر کنم این انکار و خود را به نابینایی زدن است. گویی به هر چیزی چنگ میاندازیم و هر چیزی را بهانه میکنیم تا از انجام آنچه برای بهبودی ما مورد نیاز است سر باززنیم وقتی بعضی از اعضاء چنین اشخاصی را میبینند که بیش از اینکه به بیداری روحانی دست پیدا کنند اسیر عوامل بیرونی هستند و در تکاپو نیستند تصادفاً میشنویم که میگویند: «اگر پاک ماندن این است، من نمیخواهم پاک بمانم چیزهای کمی هستند که از دست دادن آنها به اندازه از دست دادن زندگی معنوی دردآور است. نکته جالب توجه آن است که ما حتی اگر از نظر معنوی مرده باشیم، میتوانیم چنان وانمود کنیم که زنده هستیم و زندگی میکنیم.
