تسلیم در قدم یک، دو و سه منشأ و سرچشمۀ آن سرسپردگی است که در قدم های بعد به آن نیاز داریم. این تغییر رفتارها سبب شدند تا ما صادقانه به آنچه بودیم و انجام دادیم نگاه کرده و به فرد دیگری اقرار کنیم (قدم چهار و پنج). از آنجا که نواقص دیگرمان آشکار خواهند شد، میتوانیم آنها را اقرار کرده و رها کنیم. بدون چنین تسلیمی ما هرگز نمیتوانیم فکر گذراندن قدمهای هشت نه و ده را بکنیم و اینکه بتوانیم اشتباهاتی که در مورد دیگران داشتیم را جبران کنیم. بدون تسليم ما قادر نخواهیم بود هیچ گونه وحدت و یکپارچگی را در دعا و مراقبۀ خود با خداوند تجربه کنیم (قدم یازده) و وجود خودمان را صرف خدمت به دیگران سازیم (قدم دوازده). شروع از قدم اول تنها نقطه آغاز برای بهبودی روحانی است و اگر از برنامه دوازده قدمی دیگری می آییم باز باید از قدم اول شروع کنیم، گوئی که هرگز از قدم های دوازده گانه اطلاعی نداشته ایم. به نظر میرسد که هیچ راه میانبری وجود ندارد.
اگر بخواهیم به طور خلاصه عنوان کنیم، برای ما تسلیم به معنای تغییر شیوه رفتار درونی فرد است که زندگی را برای او ممکن میسازد. این شروعی شگفت انگیز است که نشانه و هدف برنامـه مـا مـی باشــد. مادامی که ما حقیقتاً تسلیم نشویم و همه چیز را به دست خداوند نسپاریم، هیچ اندازه از دانش در رابطه با تسلیم، نمی تواند آن را محقق سازد. ما به سادگی رها میکنیم. «رها کن و به خدا بسپار.» زمانی که «آزادی مان» را تسلیم او نمودیم، در حقیقت همان موقع است که آزادی را کسب نموده و رها می شویم.
