وقتی همسرم از شهوترانی و ارتباطم با جنس مخالف مطلع شد،گفت یا از این کارها دست بکشم یا از یکدیگر جدا می شویم؛بنابراین در جلسات SA شرکت کردم،نزد روانشناس رفتم و با پیشوای روحانی صحبت کردم؛اما همسرم کماکان ناراحت بود و به ناچار از یکدیگر جدا شدیم. این وضعیتی دردناک برای ما بود اما سبب شد صادقانه و با تمام وجود بخواهم فکری به حال شهوت رانی کنم و برای او همسری با وفا باشم. صادقانه بگویم ،از خداوند به خاطر این ضربه دردناکی که به زندگی ام وارد شد سپاسگزار هستم،زیرا باعث شد راهی جز بهبودی پیش رو نداشته باشم. به طور مرتب در جلسات شرکت کردم،راهنما انتخاب کردم و با صداقتی شدید قدم ها را کار کردم.تأثیرات این روش جدید زندگی سریع و خارقالعاده بود.دیدگاه قدیمی ام نسبت به جنس مخالف به عنوان ابزاری برای شهوت از بیخ و بن دگرگون شد.
