فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

ستون‌های بهبودی؛ اقرار، تسلیم، سپردن
0

ستون‌های بهبودی؛ اقرار، تسلیم، سپردن

ماهیت تصمیم و فرآیند سپردن

«قدم‌های یک، دو و سه هستهٔ اصلی فرآیند اقرار کردن، تسلیم و سپردن هستند. در نگاه اول به نظر می‌رسد قدم سه نقطه‌ای است که ما به طور کامل اراده و زندگی‌مان را می‌سپاریم؛ اما تعداد خیلی کمی از ما مایل بودیم و یا می‌توانستیم همه چیز را بلافاصله بسپاریم. قدم سه از ما می‌خواهد تا تصمیم بگیریم اراده و زندگی‌مان را به مراقبت یک قدرت برتر از خودمان بسپاریم. عملی کردن این تصمیم یک فرآیند روزانه و در عین حال مادام‌العمر است. هنگامی که قدم سه را کار کردیم، متعهد شدیم که زندگی بر مبنای ارادهٔ شخصی را متوقف کنیم و در عوض در جست‌وجوی راهنمایی یک نیروی برتر باشیم».

نقش راهنما و آمادگی برای صداقت

«با توجه به اینکه ما همیشه دچار خودمحوری بودیم و نیز با توجه به اینکه برای ما طفره رفتن آسان‌تر از عمل کردن بود، کار با یک راهنما ما را از زیر بار انزوا و تصمیمات غیرمسئولانه رهایی بخشید و به ما کمک کرد که از دنیای ذهن خود خارج شویم؛ چرا که این افکار ما بود که ما را به این وضع دچار کرد. راهنما ما را راهنمایی کرد و از ما حمایت کرد و به ما یاد داد که مسئولیت‌پذیر و پاسخگو باشیم [۱۱۴]. کار کردن با راهنما به ما کمک کرد که خود را برای صداقت شدید که لازمه قدم چهار است آماده کنیم. انجام این کارها به جای اعتماد به اراده شخصی، نخستین نشانه‌های تمایل و اشتیاق برای انجام دادن خواست خداوند بود».

رهایی از اسارت شهوت و دستیابی به آرامش

«برای ما معتادان جنسی، رها کردن اراده شخصی به معنای کار کردن قدم‌هاست. کار کردن قدم‌ها به مرور غبار اشتغالات ذهنی خودمحورانه را از ذهن ما زدود. قدرت و عشق خداوند در زندگی ما جاری شد و همراه خود احساس آرامش درونی را برای ما به ارمغان آورد. آرامش نتیجه مستقیم زندگی‌ای است که ما دیگر مجبور نبودیم خود را مسئول آن بدانیم. نگرانی و مشغلهٔ فکری، غم و غصه، رنجش و شهوت جای خود را به جست‌وجو، گوش کردن و راهنمایی گرفتن دادند. با شگفتی و شادی دیدیم که تسلیم کردن روزانه خود به نیروی برتر، نه تنها ما را از اسارت شهوت آزاد کرد؛ بلکه در تمام جنبه‌های زندگی ما آشکار شد.»

کتاب قدم در عمل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *