با توجه به تاریخچه شهوت رانی ام متوجه دو نوع لغزشی که در الکلی های گمنام از آن یاد شده است می شوم: نا آگاهانه و آگاهانه. لغزش های نا آگاهانه در پس ضمیر ناخودآگاهم پنهان بود که پس از این که کار از کار می گذشت متوجه می شدم و لغزش های آگاهانه زمانی رخ می داد که علی رغم مدت هشیاری مقاومت در برابر پرهیز مانند برف بهار آب می شد و آگاهانه زمان و مکان لغزش را انتخاب می کردم . در هر دو صورت عواقب کار را نادیده می گرفتم زیرا معتاد جنسی بودم. فقط با کارکردن قدم ها به صدماتی که با شهوترانی به خود و دیگران وارد کرده بودم پی بردم و فقط با واگذاری به نیروی برتر از اجبار شهوترانی رها شدم . وقتی در بهبودی بیشتر رشد کردم آموختم که افکار نویسی کنم و افکار یا موقعیت هایی را که ممکن است مرا به لغزش بکشاند ، مورد توجه قرار دهم و اقدام لازم برای اجتناب از آن را به اجرا در آورم.
