یکی از دلایل استفاده از شعارهای برنامه یعنی؛ «خیلی گرسنه، عصبانی، تنها و خسته نشوید» این است که ما در مقابل این محرک ها آسیب پذیر هستیم.
گرسنگی: گرسنگی در خیلی از ما یک حالت آشفتگی ذهنی به وجود می آورد. چیزی مثل دستپاچگی، عجله یا بی قراری که به نظر می رسد هرچه که هست برای گرسنه خطرناک است. همان طور که خیلی از ما به خوبی با این موضوع آشنایی داریم، گرسنگی باعث میل به پرخوری می شود و افراط در خوردن سبب تحریک اعتیاد جنسی می شود.
عصبانیت: خشم، رنجش و افکار منفی نسبت به خودمان و دیگران حالتی از آشفتگی درونی ایجاد می کند که ما را منزوی و برآشفته می کند و باعث می شود تا از دارویمان استفاده کنیم.
تنهایی: یک معتاد جنسی که ارتباط ندارد، در معرض خطر قرار دارد.
خستگی: به نظر می رسد اغلب، خستگی به گونه ای با ضعیف تر کردن سدهای دفاعی مان ما را بیشتر در معرض وسوسه قرار می دهد؛ همان طوری که وقتی از لحاظ جسمی ضعیف هستیم توانایی عاطفی و احساسی ما کاهش می یابد. همان طور که ما در زمان پاکی محرک هایمان را شناسایی و تسلیم می کنیم و محدودیتهایمان را می پذیریم، ترس از شکست کاهش پیدا می کند. ما به تفاوت بین افراط کردن و مراقبت از خودمان پی می بریم.
