یک منِ متفاوت
در بزرگسالی، خدای مذهب کودکی ام را رد کردم، خدایی که بی تفاوت، قضاوت گر و گاهی هم دمدمی مزاج بود.
همیشه در آرزوی خدایی بودم که به من عشق، پذیرش و بخشش بی قید و شرط عطا کند. وقتی در جلسات SA شرکت می کردم، این ویژگی ها را در طرز برخورد اعضا با یکدیگر و با خودم تجربه کردم. به مرور که قدم های اول، دوم و سوم را کار کردم بیزاری ام نسبت به نام بردن از خداوند کمرنگ شد. دیدم که اعضا به نیروی برتری اعتماد دارند که آن بی قید و شرط ها را ارائه می کند. با گذشت زمان، متوجه شدم که این همان خدای مذهب کودکی ام است که به واسطه ی دیدگاهم به عنوان یک انسان بالغِ پاک، متفاوت جلوه کرده است. با کمک راهنمایم، اعضای انجمن SA و قدمها اکنون همان خدا را دارم؛ اما با یک منِ متفاوت.
نیروی برتر، سپاس گزارم که صبورانه منتظر ماندی تا پیدایت کنم.
