فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

چگونه با "منِ متفاوت" به نیروی برتر رسیدم؟

چگونه با “منِ متفاوت” به نیروی برتر رسیدم؟

یک منِ متفاوت

در بزرگسالی، خدای مذهب کودکی ام را رد کردم، خدایی که بی تفاوت، قضاوت گر و گاهی هم دمدمی مزاج بود.

همیشه در آرزوی خدایی بودم که به من عشق، پذیرش و بخشش بی قید و شرط عطا کند. وقتی در جلسات SA شرکت می کردم، این ویژگی ها را در طرز برخورد اعضا با یکدیگر و با خودم تجربه کردم. به مرور که قدم های اول، دوم و سوم را کار کردم بیزاری ام نسبت به نام بردن از خداوند کمرنگ شد. دیدم که اعضا به نیروی برتری اعتماد دارند که آن بی قید و شرط ها را ارائه می کند. با گذشت زمان، متوجه شدم که این همان خدای مذهب کودکی ام است که به واسطه ی دیدگاهم به عنوان یک انسان بالغِ پاک، متفاوت جلوه کرده است. با کمک راهنمایم، اعضای انجمن SA و قدمها اکنون همان خدا را دارم؛ اما با یک منِ متفاوت.

نیروی برتر، سپاس گزارم که صبورانه منتظر ماندی تا پیدایت کنم.

کتاب ارتباط حقیقی (صفحه 69)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *