قبل از بهبودی وانمود می کردم که آدمی پاک و منزه هستم. سعی میکردم شرم و گناه ناشی از شهوت را پنهان کنم. به هیچ عنوان اشتباه خود را گردن نمی گرفتم. اشتباهات خود را در پرده ای از اشتباهات دیگران پنهان می کردم اما در عین حال احساسی از یاس و نا امیدی ناشی از انکار نواقص شخصیتی با من همراه بود.
وقتی در آخر خط احساسی، وارد انجمن شدم با چیزی خارق العاده و غیر قابل تصور روبه رو شدم … صداقت. افرادی را دیدم که در مشارکتشان صادقانه به عجز خود در رویارویی با زندگی اعتراف می کردند. در SA دریافتم به جای این که اسیر توانایی ذاتی خود باشم اسیر ناتوانی بودم. با کار کردن قدم ها نواقص شخصیتی خود را پذیرفتم و آن را به نیروی برترم سپردم. اکنون در زندگی مثمر ثمر هستم و در مقام یک انسان می دانم که هرگز کامل نبوده ام و نخواهم شد.
خدایا، می دانم که اگر امروز صادقانه با زندگی رو به رو شوم و آن را به تو بسپارم می توانم بیش از آنچه که هستم باشم.
