فقط برای امروز  بهبودی ادامه دارد  خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است  ساده است، انجامش بده  نخست، مهم‌ترین کار  آسان بگیر  رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود  زندگی کن و بگذار زندگی کنند  فقط برای امروز  این نیز بگذرد  هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس می‌گیرم  ما به خانه برگشتیم  ما چیزی یافته‌ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته‌است  ما باید جزئی از دیگران باشیم  معحزه وجود دارد  با رها کردن پیروز می‌شویم  من هیچ حق انتخابی نداریم  ما همیشه می‌دانستیم، ولی ...  تنها راه حل این است  باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من  راه حل نصفه و نیمه برای ما بی‌فایده است  اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمی‌گردیم  همه چیز با پاکی شروع می‌شود  راه درست زندگی تو همین است  اینجا راه صعود به طرف پایین است  هیچ راه میان بری وجود ندارد  مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم  دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم  تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی  رهاش کن  گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور می‌کند  دیگر چیزی علیه ما نیست

من به خودم اعتیاد داشتم

من به خودم معتاد بودم

راهنمایم به من گفت که نیروی برتر آن چیزی است که در برابرش زانو بزنیم. من در مقابل فکـر خودم زانو زده‌بودم چرا که فکر خودم چیزی بود که مدت‌ها برای من کار کرده‌بود و به من این امکان را داده‌بود که فردی موفق به نظر برسم و مرا از گرفتاری‌ها نجات داده‌بود، فکری که مرا قادر ساخته که شرایط را طوری تغییر دهم که بتوانم زندگی‌ام را ادامه دهم من هنگام فکر کردن احساساتم را نادیده می‌گرفتم بدین‌گونه که به خودم می‌گفتم که این احساس چیزی نیست که من درگیر آن هستم یا اینکه به خودم می‌گفتم که این چیزی نیست که من به آن فکر می‌کنم من شرایط را طوری برای خودم توجیه می‌کردم که بتوانم بر آن غلبه کنم حال از کجا می‌دانم که من به خودم اعتقاد داشتم؟ چون هرگاه با مشکلی مواجه می‌شدم به خودم پناه می‌بردم من به عبادتگاهی پناه می‌بردم که در آن «من» را می‌پرستیدم من به خودم اعتیاد داشتم.

کتاب قدم در عمل (صفحه 53)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.