ضرورت مواجهه با حقیقت و خودشناسی
قدم گذاردن در اولین جلسه انجمن ترسناک بود ولی به زودی حضور در جلسات عادی، مفید و خوش آیند گردید. ما چیزهایی را آموختیم که یادگیری آنها به هیچ راه دیگری میسر نبود. قدم چهارم هم به همین شکل بود اول ترسناک به نظر میرسید؛ ولی مثل هر ابزار دیگری وقتی که نحوه استفاده از آن را یاد گرفتیم دوست ما شد ما عادت نداشتیم که به تواناییها نقاط ضعف و یا مشکلاتمان با دیگران، صادقانه نگاه کنیم به هر حال به پیش رفتیم. تأخیر یا اجتناب ممکن بود که بهبودیمان را به خطر بیندازد. نیاز داشتیم که “حقیقت را درباره خودمان بدانیم”. در قدم چهارم شروع کردیم به تمرینی گسترده در کشف صادقانه خودمان؛ این فرآیند بررسی کردن وضعیت فیزیکی عاطفی و روحی خود، روشنگر و آزادی بخش بود.
نقش رنجش، ترس و شرم در چرخه شهوت
در هر حال چه نواقصمان را پذیرفته بودیم و چه هنوز در حال انکار بودیم به خاطر ضعفهای شخصیتی و اعمالمان احساس ترس و شرم مینمودیم. تلاش مینمودیم با شهوترانی از این احساسات وحشتناک فرار کنیم، اغلب بدون اینکه خودمان آگاه باشیم، “رنجش، ترس و شرم، جرقههای روشنکننده آتش شهوت ما بودند”. هربار عمل کردن از روی شهوت، منجربه نفرت بیشتر از خودمان میشد و این چرخه همواره بدتر و بدتر میشد. قدم چهارم به ما کمک کرد مشکلاتی را که برای آنها نیاز به کمک داشتیم و باید روی آنها کار میکردیم، پیدا نموده و به آن اقرار نماییم؛ قدم چهار کمکمان کرد از انکار بیرون آمده و این چرخه تکرار را بشکنیم.
ارزش عمل نوشتن و دستیابی به بینش جدید
در مورد “ارزش انجام یک ترازنامه کتبی” در قدم چهارم نمیتوان مبالغه نمود. ما یک ارزیابی جامع و صادقانه از رفتار، نواقص شخصیتی و خصوصیات مثبتمان را با کلمات خود برروی کاغذ میآوریم. جملات کامل، دستور زبان و دست خط خوب ضروری نبود؛ عمل نوشتن سهم اصلی را در اینجا دارد. ما شروع نمودیم که ببینیم واقعاً در درونمان چه میگذرد. داشتیم نقاط قدرت و ضعف خود را مستقیماً و صادقانه آشکار میکردیم. ما در حال دستیابی به بینشی بودیم که قبلاً هرگز آن را نداشتیم.
