بهبودی حقیقی از اعتیاد، زمانی به وجود می آید که ما اجازه حضور بیماریمان را در هیچ بخشی از زندگی مان ندهیم، نه در افکارمان و نه در اعمالمان.
وقتی ما وارد برنامه می شویم حرفی که در حقیقت داریم این است: «من باید متوقف شوم، لطفاً بـه مـن کـمـک کنید». اما ما یک دلیل برای اعتماد کردن نیاز داریم و با شنیدن داستان دیگر اعضاء شروع می کنیم به برداشتن نقابمان در حضور دیگران. بدون اینکه خودمان متوجه شویم، آن شک و تردیدِ بی اعتمادی و ترس از بین می رود و ما مخدرمان را رها می کنیم.
برنامه به ما نمی گوید چطور متوقف شویم، این کار را هزار بار انجام داده ایم. برنامه به ما نشان می دهد که چگونه دوباره شروع نکنیم. در گذشته ما همیشه این کار را وارونه انجام می دادیم: از پزشک، همسرمان و خــدا می خواستیم ما را متوقف کنند و مشکل ما را حل کنند، حالا ما خودمان متوقف می شویم و سپس با تسلیم شدن، قدرت پروردگار در ما ظاهر میشود.
