ما پزشکان مدتهاست متوجه شدهایم که نوعی روانشناسیِ اخلاقی برای معتادان جنسی شدیداً لازم است، اما پیاده کردن آن، مشکلات فراوان و خارج از حد تصوری در بر دارد. ما با داشتن استانداردهای بسیار مدرن و با یک دید علمی که در تمام موارد داریم، شاید آنچنان برای به کار گرفتن نیروهای مثبتی که در خارج از محیط اطلاعاتی ما وجود دارد مجهز نباشیم.
سالها پیش یکی از نویسندگان اصلی این کتاب در بیمارستان ما بستری شد، در طول دوران مداوا عقاید بخصوصی در این شخص شکل گرفت و او بلافاصله آنها را به مرحلهی عمل در آورد. این شخص بعدها از ما تقاضا کرد که به او اجازه داده شود تا داستان خود را برای بیمارانمان بازگو کند و ما با شک و تردید قبول کردیم. نتیجهی پیگیری ما در مورد این افراد بسیار جالب است و در واقع بسیاری از آنها شگفتآورند. از خود گذشتگی، در کار نبودن هرگونه انگیزهی انتفاعی و روحیهی جمعی آنها، واقعاً برای من که سالهاست در رشتهی مداوای معتادان زحمات طاقتفرسایی کشیدهام بسیار الهامبخش میباشد. آنها به خود اعتقاد دارند و خیلی بیشتر از آن به نیرویی ایمان دارند که معتادان جنسی مزمن را از دروازههای مرگ بیرون میکشد.
