ما سعی داریم تصویری واقع گرایانه از تجربه خود در بهبودی ارائه کنیم. باور ما این است که با این کار یعنی بیان تجربه، مسیر برای دیگران آشکار خواهد شد و این کار گفتگویی خواهد بود بی پرده و شخصی درباره چگونگی عملکرد برنامه برای ما. هیچ یک از ما نتوانسته ایم قدمها را بدون نقص کار کنیم. این مسیر همواره بالا و پایین داشته است و گاهی هموار و گاهی سنگلاخی بوده است. در طی مسیر گاهی اوقات با چشم اندازهای زیبا احاطه شدیم و بعضی وقتها در مه فرو رفتیم و در حالی که آهسته و با زحمت راه میرفتیم، فقط می توانستیم یک قدم دورتر از خود را ببینیم. مواقعی بود که لذت وصف ناپذیری را تجربه کردیم؛ اما گاهی هم گرفتار شک و تردید، ترس و افسردگی شدیم. گاهی به نظر می رسید که در حال پرواز کردن هستیم؛ اما گاهی هم ساکن مانـده و قدرت حرکت کردن را از دست میدادیم و از برنامه عقب می ماندیم؛ اما همه ما یک جایی در این مسیر طولانی، صدایی را از عمق درون خود شنیدیم که می گفت راه درست زندگی تو همین است. ما این برنامه را باور کردیم و همین برای ما کافی بود تا مسیرمان را ادامه دهیم. تجربۀ ما هر چه که باشد، ما آن را عظیم ترین رخداد زندگی مان تلقی می کنیم.
