هنگامی که از زندگی در مشکل دست کشیدم و زندگی در راه حل را آغاز کردم، مشکل برطرف شد. (الکلی های گمنام، صفحه 417)
من به SA آمدم؛ زیرا از شهوتم وحشت داشتم. شهوت شغلم را نابود و خانواده ام را ویران کرده بود، مایه ی شرم و خجالتم در اجتماع شده و برایم خسارتهای مالی زیادی ایجاد کرده بود. با اینکه سعی می کردم شهوترانی نکنم همچنان اسیرش بودم و نمی توانستم متوقف شوم. در SA با کارکرد قدم و ارتقای رابطه با نیروی برترم، شهوتم کاهش یافت؛ اما متوجه مشکل دیگری شدم. طولی نکشید که متوجه شدم بیش از حد روی خودم متمرکز شده ام؛ پاکی ام، ترازنامه ام، اشتباهاتم و میزان تسلیمم. عاقبت برای روشن شد که هدف از حفظ حال روحانی این است که چیزی برای عرضه داشته باشم. بهبودی من باید شامل دیگران هم باشد
