ماهیت دقیق معتادان جنسی گمنام با درک اصطلاح معتاد جنسی به بهترين نحو شناخته میشود. معتاد جنسي خود را به طور کامل از فضای اینکه چهچیزی درست و چه چیزی نادرست است، خارج کردهاست. او كنترل خود را از دست داده، ديگر قدرت انتخاب ندارد و آزادي خود را براي متوقف شدن از دست دادهاست. شهوت به يك اعتیاد تبدیل شدهاست. موقعيت ما مانند يك انسان الكلي ميباشد كه نميتواند بيش از اين الكل را تحمل كند و بايد نوشيدن را متوقف كند؛ ولي گرفتار است و قدرت متوقف كردن آن را ندارد. اين موضوع در مورد معتاد جنسي هم صدق ميكند كه نه ميتواند شهوت را تحمل كند و نه ميتواند آن را متوقف كند..
پس برای معتاد جنسی، هر نوع از ارتباط جنسي چه با خود و چه با هر کس ديگري غیر از همسرش، به طور پیشروندهای معتادكننده و ويرانگر است. ما همچنین میبینیم كه شهوت يك نيروي محرك در پشت فعاليتهاي ما بودهاست و پاکی واقعي شامل پيروزي مستمر در مقابل شهوت است. اين نتيجهها يعني غلبه بر شهوت، زماني به دست ميآيد كه ما به اجبار، تجربه و بهبودي خود را از طريق امتحانات سخت به دست آوردهباشيم و ما هيچ انتخاب ديگري به جز اين راه نداريم. ولي ما ميفهميم كه پذيرفتن اين واقعيتها كليد خوشحالي، شادي و آزادي است كه ما هيچگاه آن را نميشناختيم.
